Archives    آرشیو

Archives آرشیو

This blog is the archive of my old blog - I am recently publishing articles in English translation
Archives    آرشیو

Archives آرشیو

This blog is the archive of my old blog - I am recently publishing articles in English translation

تاثیر انگلیس بر بازگویی وقایع عاشورا

تاثیر انگلیس بر داستان عاشورا

همین اول کار بگویم اگر یک کشور استعمارگر نتواند و یا حتی نخواهد در تار و پود فرهنگ کشور استعمار شده مداخله نکند اصولا استعمارگر نیست

انگلستان و یا بهتر است بگویم دنیای مسیحیت در غفلت چندین صد ساله ما استفاده کرد و باهستگی نهادهای فرهنگی و عقیدتی خود را به بدنه جامعه ما تزریق کرد

این غفلت چندین صد ساله و خوابی چنین طولانی نمی توانست ادامه یابد و دوام بیاورد اگر یک قدرت هشیار و مکار بیدار و هشیار نبود

شباهت های ظاهری و معنوی عاشورا با مراسم و اعتقادات مسیحیان

اول:تعزیه خوانی که دقیقا مراسم رستاخیز حضرت مسیح است و سابقه در هزاران سال غرهنگ اروپائی دارد

دوم: پرچمهای گرد و ستون مانند که در سالهای اخیر کمتر دیده میشود همان صلیب است که پارچه ائی بدورش بسته اند اما درست مثل صلیب توسط شماس ها حمل میشود

سوم تشریح مصائب و شکنجه های امام حسین مثل نمایش مصائب مسیح .این روضه خوانی که برای امام حسین انجام میشود نقطه نظری همانند مصلوب شدن مسیح برای بخشش گناه امت خود است. در اسلام چنین باور و مطلبی اساسا وجود ندارد که کسی در هر درجه و رتبه ائی بتواند تاوان گناه دیگری را بدهد

مسیحیان به عیسی (ع) میگویند فرزند خدا و شیعیان هم بامام حسین میگویند خون خدا از شدت

شباهت توضیح لازم نیست.چون اگر خدائی را تصور کنیم که خون دارد چرا فرزند نداشته باشد(سبحان الله)

داستان عاشورا و اخیرا متونی که توسط مداحان خوانده میشود نشانگر اینست که بار دیگر انگلستان توانسته داستان را بنفع خود مصادره کند

بر باعث و بانی این بدبختی ها لعنت

السلام علیک یا ابا عبدالله

لعن الله اول ظالم ظلمه بحق محمد و آل محمد

تحقیق کنید پژوهش کنید نتایج مطالعات را منتشر کنید. درست نیست ملتی مانند ایران تا این حد بخرافات و مراسم تو خالی پای بند باشد

شان امامانی که چنین ملعبه دست حکومتیان و مغرضین قرار گرفته در حدی است که اگر بایشان دروغ بسته شود روزه باطل میشود

پس هر کس در هر موقعیت و لباس و شغلی ومقامی این چنین به حسین ابن علی(ع) دروغ می بندد و یا بسته است خدا لعنتش بکند

کشتی طلائی

وقتی رئیس جمهور از فقر ملت ثروتمند ایران می نالد

یعنی اینکه این کشتی طلائی پنچری بزرگی دارد.

واقعا مجسم کنید مردم ایران به امید یک ساحل نجات

و در نهایت غارت کشتی طلائی سوار شده اند حالا

در میان طوفانهای سخت متوجه شده اند که ناخدا

کشتی رانی نمی داند،ملوانان ساز خود را میزنند ودر

آشپزخانه هم چه بخور بخوری به پاست تازه کشتی از

پاشنه ترک خورده و با اینکه تمام بدنه و اجزای کشتی

از طلا ساخته شده اما فقط این طلاها بدرد منعکس شدن

در چشمهای خیره بسقف مانده ایشان میخورد

هدفمندی یارانه ها

از ابتدا هم اهل گلایه و نق زدن نبوده ام .تمام عمر سعی کردم با شرایط به

توافق برسم . سختی ها و ناکامی های زیادی داشته ام ولی با سیاست انفعالی

تا اینجای زندگی رسیده ام .بنظر من مبارزه با بسیاری شرایط لازم نیست

برای مبارزه لازم است اول تمام انرژی انسان جمع شده و یکسو گردد و ممکن

است در این راه بدلیل توجه نداشتن به سایر جنبه ها از جمله خود زندگی زیانهای

زیادی متوجه انسان شده و حتی او را بکشد. لطفا اشتباه نکنید من میگویم اگر

قصد مبارزه با وضعیتی را دارید باید با دقت نیروهای خودی و نیروهای طرف

مقابل را ارزیابی کرده و مطمئن شوید که تااندازه ائی قادر به مبارزه و پایداری

هستید و اگر به نتیجه عکس رسیدید یا باید قید مبارزه را بزنید و یا از زمان و دیگر

مزایا مانند همفکران و همراهان سود ببرید

و اما اصل مطلب فعلا هیچ یک از ایرانیها و تشکلها قادر به پایداری در مقابل موج

گرانی و رویدادهای بعد از آن نیستند

لطفا احساساتی نشوید در حال حاضر باید وضعیت اجتماع و طرح ها با دقت کار

شناسی مورد مطالعه قرار گیرد اگر مطالعه و بررسی کردید از کجا معلوم که شما

تبدیل به طرفدار نشوید و اما عجله در کار بدون بررسی خطر افتادن در صدها دام

داخلی و خارجی را دارد پس حرکت بسمت تحقیق و پژوهش و مطالعه

تعجب

باورتان میشود که در ایران یک شرکت رسمی و یا چند شرکت وجود دارند که از راه قانون خودشان(عربده-کتک زدن-و........) نسبت به وصول چک و سفته و بدهی شما اقدام میکنند . به به به به به به ایتالیا ایتالیا

گوزنها

ماهواره از کانال پی دی اف فیلم گوزنها را پخش میکرد من اکران اول این

فیلم را دیده بودم سالهای قبل از انقلاب تاثیر زیبائی  بر من گذاشته بود.تیپ

روشنفکرانه فرامرز قریبیان و نزدیکی قیافه اش  به خسرو گلسرخی

و تیپ بهروز وثوق که هر روز وهر شب شبیه به آن را در کوچه و محل

خودمان شاهدش بودیم. نقش جوان بیمار که شاید از زور بدبختی در دام ساواک

گرفتار شده باشد و آن عاقبت حماسی قهرمانانی که میرفتند برای همیشه از صحنه

اجتماع و ذهن و فکر مردم حذف شوند همه و همه عمقی عجیب در فکر و ذهن

می یافتند.

اما امشب وقتی فیلم را نگاه میکردم متوجه نیرنگ و فریب پنهان در داستان و

نقش ها دیدم. شک ندارم که داستان فیلم با هدف و نیت خاصی تهیه شده بود تا

همان تاثیرات بالا را بر عامه مردم داشته باشد و همین تاثیرات پیش زمینه ائی

شد بر انقلاب سال 57- انقلابی که باید حتما عنصر عقلانیت ضعیفی داشته باشد

ولی در عوض سرشار از احساسات عجیب و غریب و ساخته شده روشنفکران

عوضی باشد. البته شاید در آن سالها کسی فکر نمی کرد رژیم شاه جای خود را

به یک نظام مذهبی آنهم با این مشخصات بدهد

بهر حال نخواستم فیلم را ببینم .