خوبست نظام بجای اینکه حجاب را تیتر و سر فصل
تفاوت ایران با سایر نقاط جهان قرار دهد اینکار را
بکند
آنقدر به بندگان خدا ارزش بدهد.آنقدر در نظم و
قانون جدیت بخرج بدهد و آنقدر قوه قضائیه خوبی
تدارک ببیند تا مردم جهان حسرت زندگی ایرانیان
را بخورند
جمعه شب با اتفاق پسرم و نوه هایم رفتیم پارک
جوانمردان ایران.بنا به ضرورتی رفتم دستشوئی
زمانی که مشغول شستن دستانم بودم متوجه
شدم جوانی شیر آب را کاملا باز گذاشته و با
دستهای خیس خود گاهی موهای سر خود را
فرم میدهد و مجددا دستش را زیر آب میبرد
و خیس میکند و به موهای خود میکشد
من جهت جلوگیری از اسراف به او گفتم آقا جان
لطفا زمانی که احتیاج نیست شیر آب را
ببند تا اسراف نشود. همانطور که شیر باز
بود و او گاهی موهای خود را خیس میکرد
گفت من برای این مملکت زحمت میکشم
من تلفنهای شما را که قطع میشود رفع
عیب میکنم. و من از زحمات او تشکر کردم
و دیگر ادامه ندادم ولی همچنان حیرانم
که آقای گودرز نیا چه ربطی به آقای شقایقی
دارد.
حکومت فقط بلده سرکوب کنه زندان کنه و فراری بده
بلد نیست قیمت پیاز را کنترل کنه .اگه فرزند آقای
کشاورزی و یا خود کشت کننده پیاز این وبلاگ را
میخواند اطلاع داشته باشد که پیاز در تهران کیلوئی
4000تومان دست مصرف کننده میرسد من مطمئن
هستم بیشتر از کیلوئی 800 تومان دست کشاورز
را نمی گیرد.البته از طرفی هم از گرانی خوشحالم
چون بهر حال نظام را به چالش کشیده
مگه سیرجان چند نفر جمعیت داره که 150 نفر آن
در یک جشن عروسی بر اثر خوردن مشروب مسموم
شده اند . به به چه پیشرفتی کرده جمهوری اسلامی
که مشروب را حرام کرده و نوشندگان را شلاق هم
میزند.اما بنظر من خوردن مشروب حلالتر از خوردن
خون مردم از طریق اختلاس و انواع پدر سوختگی هاست
در دوران جنگ یک داستانی یک شبه انتشار پیدا کرد
داستان کودکی که نارنجک بخودش بسته و خود را زیر
تانک دشمن انداخته است
من تا امروز به موردی برنخورده ام که کسی بگوید
این اتفاق چگونه رخ داد و راویان آن چه کسانی بودند
میدانید چرا نباید این سئوالات را پرسید چون اگر کسی
اینقدر عقل داشته باشد که در این داستان به نقاط ابهام
زیادی برسد حتما با خود خواهد گفت اینکه یک اتفاق در
زمان حال بود اینطور با دروغ بخورد مردم دادند چگونه
داستان های گوناگون محرم پس از هزار و سیصد سال
نباید پر از ابهام و دروغ باشد